حکومت قادر به خشونت در 22 خرداد نیست

راهپیمائی های مسالمت آمیز توأم با سکوت مردم معترض به تقلب در انتخابات در سال گذشته، بدون اینکه همراه با کوچکترین خشونتی باشد و یا اینکه کمترین تهدیدی برای امنیت ملی کشور محسوب گردد، با خودخواهی و تدبیر غلط «رهبر فرزانه» و فرمان خونریزی وی در نماز جمعه 29 خرداد 88 به فجیع ترین جنایت علنی نظام جمهوری اسلامی تبدیل گردید و دیدگان جهانیان ناباورانه شاهد صحنه های تلخی بود که بی رحمی های سربازان اسرائیلی را به فراموشی می سپرد.
خامنه ای با نادانی و تکبر، نه تنها چهره خود و نظام، بلکه حتی چهره «حکومت دینی» را آنچنان تخریب کرد که ترمیم آن ناممکن می نماید. وی تنها توفیق یافته که پیشوای اراذل و اوباش و عربده کشان هتاک شده و جبهه داخلی نظام را متلاشی نماید. معترضین خودی که گوشهای رهبر را برای شنیدن نصیحت هایشان ناشنوا یافته اند، ناچار به علنی کردن نارضایتی خود نموده اند. امروز دیگر فقط هاشمی رفسنجانی نیست که رویه خامنه ای را به چالش می کشد، حتی «مرد ساکت» اصولگرایان، مهدوی کنی نیز اعتراض خود را علنی نموده و از کشتی نجات ولایت فقیه پیاده می شود تا به خیل انبوه «خواص بی بصیرت» بپیوندد. خواص بی بصیرتی که تمامی مدیران ارشد و بخش اعظم روحانیون بلندپایه 25 سال اول دوران جمهوری اسلامی را در بر می گیرد.
بازنده اصلی کودتای خرداد 88 فقط خامنه ای است و بس. دیگر حتی در جمع سرداران سپاه نیز ابایی ندارند که بگویند «رهبر» مشاعرش را از دست داده است. کمتر کسی در درون نظام باقی مانده که دیگر ایمانی به «هدایت» ناخدای «کشتی نجات» داشته باشد.
حتی اوباما نیز نتوانست راز موفقیت تصویب تحریم های فلج کننده جدید که با حمایت چین و روسیه و دیگر کشورها انجام پذیرفت را پنهان نماید و اظهار داشت: «امروز این تحریم نتیجه سرکوب وحشیانه و کشتن مخالفان بی گناه حکومت در یکسال پیش بود.»
هرگونه خشونت دیگر در خیابانها بر علیه مردم، وضع را برای حکومت بسیار بغرنج تر کرده و زمینه بسیاری اقدامات تنبیهی بین المللی دیگری را فراهم خواهد آورد. تحریم های جدید چنان گسترده و فراگیر هستند که عملاً «جمهوری اسلامی» را از لیست «فرصتهای تجاری» خارج نموده و به فراموشی خواهد سپرد. چنانچه پرونده «حقوق بشر» هم به پرونده موجود اضافه شود، تنها آرزوی کشورهای جهان این خواهد شد که این موجود بی خاصیت مزاحم، یعنی «جمهوری اسلامی» برود و جای خود را به حکومت جدیدی بدهد.
تدبیر رهبری و فرمان کشتار وی در خرداد ماه سال قبل، اجماع جهانی در تصویب قطعنامه ای فلج کننده را پدید آورد و ممکن است ضربه های باطوم ها در سالگرد 22 خرداد، تمایل بین المللی برای سرنگونی این نظام را بدنبال داشته باشد. فهم این معادله حتی برای کند ذهن ترین عناصر این حکومت نیز آسان است. اگر باندازه کافی شعور داشتند باید همان پارسال می فهمیدند که باطومها را نه بر سر جوانان جنبش سبز، بلکه بر سر خودشان می زنند و زمینه ذلت و سرنگونی خودشان را فراهم می کنند.
ندائی در درون پیکر نظام به صدا درآمده که روز شنبه 22 خرداد 89 کاربرد هر گونه چماق و باطوم و قمه ممنوع. نه برای اینکه دلشان برای ملت به رحم آمده، بلکه از وحشت و نگرانی برای خودشان. حکومتیان در هراس سرنوشتشان در فردای سقوط استبداد فرو رفته اند.

blog comments powered by Disqus